یک روز برفی در تهران...
چند روز پیش اینجا برف اومد خیلییییییییییییییییی شدید 
ساعت 7.30 صبح بود که من دیدم داره برف میباره و خواهرم و بیدار کردم که ببینه، چون شبش قرار بود برگرده رشت، خلاصه از صدای حرف زدن ما ایلیا هم بیدار شد و برف و دید و کلی ذوق کرد و همش میخواست بره بیرون
خلاصه بهش قول دادم اگه بخوابه وقتی که بیدار شد میبرمش تو حیاط تا برف بازی کنه
پسر حرف گوش کنم هم خوابید و منم به قولم عمل کردم و ظهر بردمش تو حیاط، خیلی سرد بود ولی برف قطع شده بود و ایلیا هم کلی با برف های تو باغچه بازی کرد 
ولی شارژ دوربینم تموم شد و فقط همین دو تا عکس و گرفتم 

....................................................................................................................

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک روز برفی در تهران...
